رفت...
-
تاریخ: 1401/4/22 ساعت: 23:08
رفتی و مال اغیار شدی...... آخر قرن برام گندترین "آخرِ قرن" شد... ۱۳۹۹/۱۲/۲۱
09
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 20:51
کجای لحظه هامی تو /که هر جارو بگی گشتمبه جای زندگی کردنپی دیوونگی گشتم / پی دیوونگی گشتمنگو دل کندن آسونه / که من اصلا نمیتونماگه حالم رو میپپرسیجوابش رو نمیدونم / جوابش رو نمیدونمکجای زندگیمی تو که م
06
-
تاریخ: 1398/5/19 ساعت: 21:07
چه درديست؟!خب قدرش را همين حالا بدانيد چند ماه ديگر...چند سال ديگر...ميخواهيد حسرت همين آدمى كه كنارتان هست را بخوريد!آدمى كه الان برايتان ميميرد شايد سالها بعد حتى اسمتان را هم به ياد نياورد.زمان احساس آدمها را تغيير ميدهد! • علی قاضی نظام
07
-
تاریخ: 1398/5/19 ساعت: 21:07
نمک نشناسی مثل یک بیماریِ مزمن شیوع پیدا کرده است بینِ مردم!مهم نیست تو چقدر خودت را خرجِ حالِ خوبشان کردی!حالِشان که با تو خوب شد،دلیلِ حالِ بدت می شوند!مهم نیست چقدر در گذشته کنارشان بودی!می روند و
08
-
تاریخ: 1398/5/19 ساعت: 21:07
یادداشت یکی از دانشجویان محمدعلی نجفی: شايد براي شما هم اتفاق بيافتد!استاد مرا هوش، و اعتماد بيش از حد به نبوغش ويران كرد
0
-
تاریخ: 1398/2/2 ساعت: 16:41
دیگر ندارم جانی تا برایت بنویسمجان من تو هستی که دلبسته اغیار شدست....امیر مُرد از بس که جان ندارد!
01
-
تاریخ: 1398/2/2 ساعت: 16:41
کاش میتونستم بی خیالت بشم!اما نشدنی ترین کار زندگیم همینه!
02
-
تاریخ: 1398/2/2 ساعت: 16:41
عاشق شدی؟
03
-
تاریخ: 1398/2/2 ساعت: 16:41
جات خالی عشق "سیب زمینی کبابی خورِ" من
04
-
تاریخ: 1398/2/2 ساعت: 16:41
وقتی میفهمی نزدیکش زلزله اومده و نگرانشی و میخای ببینی با زلزله چقدر فاصله داره!پ.ن: ولی متأسفانه خودش به هیچ جاش هم نیست...
05
-
تاریخ: 1398/2/2 ساعت: 16:41
حرمتها که شکسته شدمسیح هم که باشی نمیتوانی دل شکسته را احیا کنی انچه در دستت بود امانتی پنهان بود حراج شد انچه نباید بگویی گفته شدفاجعه را یک عذر خواهی درست نمیکندحرف، حرف ویران کردن دل استنه دیواری خ
144
-
تاریخ: 1397/10/25 ساعت: 21:36
دیگه چوب خط داره پر میشه!
145
-
تاریخ: 1397/10/25 ساعت: 21:36
اشکال نداره زیاد نمیای اینجا... موقع امتحاناته... ترم آخریه که امتحان داری...رفت تا دکتری...با خیال راااحت بشین بخون...
146
-
تاریخ: 1397/10/25 ساعت: 21:36
یادته؟ ی زمانی قرار بود لباسامونو باهم سِت کنیم...یادش بخیر!
147
-
تاریخ: 1397/10/25 ساعت: 21:36
هوای گرم تابستان... و ظهر داغ آفتابیمن از لبهای تومستم... تو از احساس لبریزیچه صبحی میشود ... این روز تاریخیفدای قند لبهایت ... برایم "کیک" می گیری؟ پ.ن: این بداهه نویسی شما بود ها!
148
-
تاریخ: 1397/10/25 ساعت: 21:36
ادعای بی تفاوتی ؛سخت استآن همنسبت به کسی کهزيباترين حس دنيا رابا او تجربه کردی • مارگارت آتوود
149
-
تاریخ: 1397/10/25 ساعت: 21:36
روزت مبارک... کاش هنوز سال ۹۵ بود!
150
-
تاریخ: 1397/10/25 ساعت: 21:36
آدم ها فراموش میکنندبه آنها چه گفتیدآدم ها فراموش میکنندبا آنها چه کردیداما...آدم ها هرگزاحساسی که در آنها ایجاد کردهاید را فراموش نمیكنند!
151
-
تاریخ: 1397/10/25 ساعت: 21:36
آدم یه بار عاشق میشه و بعد بارها و بارها عاشق خصوصیات مشترک بقیه با اون یه نفر میشه! پ.ن: مثل من که عاشق صدات، طرز حرف زدنت، خندیدنت، راه رفتنت، چادر نگه داشتنت، تعجب کردنت (که صدات جیغ جیغی میشه)، خانم معلم شدنت و.... عاشق همممه اینا شدم و نمیخام دنبال این جزئیات توی یک کُلِ دیگه باشم.... و فقط تو!
152
-
تاریخ: 1397/10/25 ساعت: 21:36
نجات از عشق غیر ممکن است!